تبليغاتX
پیرامون نظریه بازی ها ( GAME THEORY )
جنگ خلقان همچو جنگ کودکان ........... جمله بی معنی و بی مغز و مهان

آیا تئوری بازی ها می تواند زمانی دستیابی ایران به بمب (هسته ای) را پیش بینی نماید؟
با کمل تعجب  ، “ بروس بواِنو دی مِسکویتا “ ادعا دارد که پاسخ را می داند.
"بواِنو دی مِسکویتا" یکی از برجسته ترین نظریه پردازان تئوری بازی ها در سطح جهان است. استاد دانشگاه نیویورک و یکی از مقامات ارشد در مؤسسه هوور در دانشگاه استنفورد ، که به دلیل فعالیتهای آکادمیک اش در مورد "بقای سیاسی" (و یا چگونه رهبران به منظور ماندن در قدرت تشکیل ائتلاف می دهند،) به شهرت رسیده است. البته شهرت او تنها مربوط به حوزه های امنیت ملی و حضورش در اجتماع تصمیم گیرندگان نیست ، او را بیشتر به خاطر پیش بینی هایش می شناسند. 29 سال است که نام “بواِنو دی مِسکویتا “ مطرح شده است و به ویژه این شهرت مدیون مدل طراحی شده کامپیوتری وی است که قادر به پیش بینی نتیجه هر وضعیتی می باشد که در آن مدعیانی وجود دارند که تلاش می کنند یکدیگر را (جهت اتخاذ یک تصمیم یا استراتژی خاص) متقاعد  و یا ناگزیر سازند.  تا اوایل 1980 ،  مقامات رسمی C.I.A جهت انجام بیش از یک هزار پیش بینی او را به خدمت گرفته بودند. بر اساس مطالعه ای که توسط سازمان سیا صورت گرفته است و هم اکنون دیگر در رده اطلاعات طبقه بندی شده قرار ندارد، دریافته بودند که پیش بینی های “بواِنو دی مِسکویتا “ دوبرابر بیشتر از دفعاتی که تحلیلگران خودشان به پیش بینی پرداخته بودند، درست از آب درآمده و به هدف خورده است.
سال گذشته ، “بواِنو دی مِسکویتا “تصمیم گرفت پیش بینی کند که آیا ایران بمب هسته ای خواهد ساخت؟ با کمک ( دانشجویان) کلاس مقطع کارشناسی خود در N.Y.U.، او با طراحی ساختاری مشابه شرط بندی از طریق کارگزاران اصلی قدرت در داخل و خارج از کشور و افراد دیگر، به تحقیق درباره آینده هسته ای ایران پرداخت. پس از اینکه او اطلاعات مورد نیازش را به دست آورد، آنها را  به مدل کامپیوتری خود وارد کرده و در عرض چند دقیقه پاسخ خود را دریافت نمود.
ماه ژوئن بود که من به منظور دیدن نتایج تحقیقات “بواِنو دی مِسکویتا “، وی رادر منزلش در سان فرانسیسکو ملاقات کردم. مردی بود بلند قد با طره  موهای خاکستری .، “بواِنو دی مِسکویتا “، که در ان زمان 62 ساله بود، برای پذیرایی از من، خودش زحمت تهیه قهوه اسپرسو را کشید. بعد از آن لپ تاپ IBM مدل بالای خود درآورد- که کاورحروف A ، S ، D و E روی صفحه کلید به دلیل استفاده زیاد کهنه و فرسوده شده بودند - و روی صفحه نمایش اش خلاصه ای از آینده ایران را به من نشان داد.
صفحه نمایش تقریبا 90 بازیکن را نشان می داد. بعضی از آنها افرادی بودند  ، مانند رئيس جمهور ایران ، (دکتر) محمود احمدی نژاد ، و مقام معظم رهبری (آیت الله) علی خامنه ای ؛ بعضی دیگر گروه هایی مانند شورای امنیت سازمان ملل و "رادیکال های مذهبی ایران " بودند. بعد به هر بازیکن ، یک عدد اختصاص یافته بود، که آن عدد یک متغیر در مدل “بواِنو دی مِسکویتا “ به حساب می آمد: این عدد، مقدارتمایل یک بازیکن در مورد اینکه ایران توانایی ساخت سلاح های هسته ای را داشته باشد، نشان می داد. مقیاس این عدد از مقدار 0 تا 200 را در بر می گرفت، عدد 0 یعنی "هیچگونه قابلیت هسته ای قابل قبول نمی باشد" و 200 نشان دهنده تمایل به انجام یک آزمایش موشکی هسته ای بود.
در آغاز شبیه سازی ، وضعیتهای ترسیم شده همان چیزی بودند که شما انتظار آن را داشتید. خواست ایالات متحده آمریکا و اسرائیل و بسیاری از کشورهای اروپا این بودکه ایران عملا هیچ ظرفیت هسته ای نداشته باشد ، که در نتیجه اولویتهای تمایل ایشان نزدیک به صفر بود. در مقابل ، موضع گروه های فشار  ایرانی که پرخاشگرانه بوده و "نه تنها ساخت بمب  " که دقیقا بر اساس استراتژی ترسیم شده توسط “بواِنو دی مِسکویتا “ " به احتمال زیاد رغبت به انجام یک آزمایش موشکی را نیز شامل می گردید. با اتکا به ساختار مدل کامپیوتر در زمان جلو زدیم ، از 2009 به سال 2010 حرکت کردیم، مواضع جابجا شد. به رغم تردید (دکتر) احمدی نژاد ،(مقام معظم رهبری، آیت الله) خامنه ای و گروه های رادیکال مذهبی،  بازیکنان امنیت ملی آمریکا و اسرائیل با بی میلی قبول نموده بودند که می توانند ایران را با داشتن توانمندی انرژی هسته ای غیر نظامی تحمل نمایند. ؛ و سپس ، مدل می رسد به روز جاری ما، که قدرت آنها – بر اساس متغیرهای دیگر مدل بواِنو دی مِسکویتا – زاویه معناداری را نشان می داد.

در میان هزاران سطری که بر روی صفحه نمایش وی وجود داشت ، مفهومی نهفته بود که پیش بینی نامیده می شد. آن (مفهوم) از یک عدد به دست می آمد که به احتمال زیاد حاصل اجماع نظرات همه بازیکنان بود. نقطه شروع عدد فوق 160 بود – ناحیه ای که دلالت بر ساخت بمب داشت،  اما از سال آینده در عدد 118 باقی می ماند، که در آنجا حرکت زیادی نمی کرد. "بواِنو دی مِسکویتا “ با سرانگشت  به صفحه نمایش می زند و  با اطمینان می گوید" این یک خروجی و پیامد است “.

118 به چه معناست؟ این بدان معنی است که ایران بمب هسته ای نخواهد ساخت. تا اوایل سال 2010 ، مطابق پیش بینی ، ایران تا مرز ایجاد آن پیش خواهد رفت ، اما پس از آن متوقف خواهد شد و بیشتر از این جلو نمی رود. اگر این مدل کامپیوتری درست باشد ، تمام بدشگونی هایی که در ماه های اخیر شاهد آن بودیم- سرکوب بی امان و خونین در اعتراض به انتخابات ، اعترافات مشکوک ، اتهامات رهبری به  حیله پردازیهای آمریکا -- حرکتی خیزشی را پوشش می دهند. میانه روها برنده هستند ، حتی اگر ما هنوز قادر به دیدن آنها نشده باشیم.

آیا این واقعا همان چیزی است که اتفاق خواهد افتاد؟  قطعا “بواِنو دی مِسکویتا “ منتقدان خود را دارد که مدعی اند   نرم افزار اختصاصی وی نمی تواند کاملا مورد اعتماد باشد و ممکن است در ساختار های کلان تر انجام پیش بینی ها مورد تردید واقع شود. اما او موارد زیادی از پیش بینی های دقیق و تکان دهنده ای را منتشر نموده است که دقیقا به وقوع پیوسته اند و بسیاری از آنها را در مجلات علمی به ثبت رسیده اند. به عنوان مثال ، پنج سال قبل از درگذشت (حضرت) آیت الله خمینی (ره) در سال 1989 ، “بواِنو دی مِسکویتا “در مجله PS پیش بینی کرده بود که بعد از (حضرت )آیت الله  خمینی (ره) ، (مقام معظم رهبری ) آیت الله علی خامنه ای ادامه دهنده راه ایشان خواهد بود(که چنین هم شد) ، و سپس بعد از وی روحانی کمتر - معروفی به نام اكبر هاشمى رفسنجانى به جانشینی خواهد رسید (که این نیز امکان پذیراست). سال گذشته ، او زمانی را که پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان بالاجبار از کار برکنار خواهد شد، پیش بینی نمود و ظرف مدت یک ماه چنین اتفاقی هم افتاد. در کتاب "بازی پیش بین " که تا ماه آینده بیرون خواهد آمد و برای مخاطب عمومی نوشته شده است ، “بواِنو دی مِسکویتا “بیش از دوجین داستان از پیش بینی های خود را ارائه خواهد نمود از جمله بمب ایران را؟

زمانی ، او با پوزخندی گفته بود ، ما خواهیم دانست اگر او درست باشد.

 “بواِنو دی مِسکویتا “در حالی که با هم در حال پیاده روی بودیم به من گفت: "من یک متخصص ایران نیستم " در واقع ، این حرفه  به روی مفاهیم عجیب و غریبی بنا شده است : اگر شما می خواهید وقایع سیاسی را پیش بینی کنید، حکمت و مهارت ، دانش عمیق در مورد فرهنگ و تاریخ یک کشور کافی نیست.برای پیش بینی آینده ، شما نیازی به تخصص در زمینه سیاستمداری و کشور داری ندارید، بلکه متخصصی می خواهید که تصمیم گیریهای تک تک مردم را بشناسد. شما به "بازیگر منطقی" تئوری بازی ها نیاز دارید.  

نیویورک تایمز

۱۲ آگوست ۲۰۰۹

By CLIVE THOMPSON

 ----------------------------------------------------

"بروس بواِنو دی مسکویتا" یک دانشمند علوم سیاسی، پروفسور در دانشگاه نیویورک و مقام ارشد موسسه هوور است. او متخصص روابط بین الملل، سیاست خارجه، و ساختار ملی است. او همچنین یکی از مطرح کنندگان تئوری هیات انتخاب کنندگان می باشد و مدیر اجرایی مرکز الکساندر هامیلتون دانشگاه نیویورک برای اقتصاد سیاسی است.

او شرکتی را تحت عنوان مسکویتا & روندل تاسیس نموده است که فعالیتش، پیش بینی سیاست خارجه و پیش بینی های سیاسی با استفاده از مدل کامپیوتری مبتنی بر نظریه بازیها و تئوری انتخاب عقلایی می باشد.

وی در دسامبر 2008 در یک برنامه مستند تلویزیونی در شبکه تاریخ به نام نوستراداموس بعدی چهره شد. این برنامه به چگونگی پیش بینی وقایع آینده جهان با بکارگیری الگوریتم کامپیوتری توسط بواِنو دی مِسکویتا می پرداخت. در ان مستند ، گوینده عنوان می کند الگوریتم مسکویتا محرمانه و اختصاصی است که تا به حال در جایی دیده نشده است. این مستند به غلط عنوان کرده بود که ایران در سال 2008 موشکهای هسته ای خود را راه اندازی خواهد کرد. در واقع ایران هم یک برنامه هسته ای دارد و هم یک برنامه موشکی اما نشان داده است که توانمندی موشکی هسته ای را ندارد.

 

ویکی پدیا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 9:4  توسط افشین حقیقی  | 
Institutional Lessons from the 2000 Presidential Election

Elizabeth Garrett
USC Gould School of Law



Florida State University Law Review, 2001


Abstract:     
This essay discusses two issues raised by the 2000 presidential election that are relevant to institutional design and institutional choice and that have applicability beyond the presidential contest. First, the election aftermath illustrates the importance of adopting frameworks to shape decisionmaking before an actual controversy arises. If rules and procedures are determined before it is clear which interests are benefited from particular procedures and which are harmed, it is more likely that rules will be chosen that serve public-regarding objectives rather than self-interested goals of participants. This analysis suggests that Congress was the institution best suited to resolve any lingering disputes from Florida because the Electoral Count Act, which had been adopted over one hundred years before, would have structured deliberation to reduce opportunistic behavior and to ensure that decisions were made transparently. Second, the interplay between the United States Supreme Court and the Florida Supreme Court is a fascinating case study of institutional dynamics, with the federal court decisively outmaneuvering the state supreme court to advance the outcome preferred by a majority of the U.S. Supreme Court justices. In particular, the first unanimous per curiam decision in Bush v. Palm Beach County Canvassing Board contained hints about the effect of Article II on judicial interpretation that discouraged the state supreme court from specifying substandards for any manual recounts. In the end, the real tragedy of the institutional interplay was not that the Florida supreme court was reversed but that Congress, the institution most suited to make any final determination, was prevented from playing that role. The Court's analysis and actions reinforced the unfortunate tendency of the political branches to rely on the unelected federal judiciary to set in and save the country from the "chaos" of democracy. .

لینک : http://www.law.fsu.edu/journals/lawreview/downloads/292/Garrett.pdf

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 11:11  توسط افشین حقیقی  |